السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

451

تحرير الوسيلة (فارسى)

- و لو مختصرا - كمتر باشد ، نماز تمام است [ و قصر نمىشود ] . ( 1 ) مسألهء 2 - اگر رفتن پنج فرسخ و برگشتن سه فرسخ باشد واجب است قصر بخواند ولى اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد ، بايد تمام بخواند و اگر در مسافت كمتر از چهار فرسخ ، چند بار رفت و آمد كند بطورى كه مجموع آنها هشت فرسخ يا بيشتر شود ، نبايد قصر بخواند ، اگر چه از حدّ ترخّص [ 1 ] خارج شده باشد . بنابراين در صورتى نماز شكسته مىشود كه يك رفتن و يك برگشتن هشت فرسخ شود . ( 2 ) مسألهء 3 - اگر شهرى دو راه داشته باشد كه يكى دور تر و ديگرى نزديك‌تر است و راهى كه دور تر است به اندازه مسافتى كه شرط است ، باشد و راه نزديك‌تر به اين اندازه نباشد ، چنانچه مسافر از راه دور تر برود ، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راه نزديك‌تر برود بايد نماز را تمام بخواند و اگر از راه نزديك‌تر كه كمتر از چهار فرسخ است برود ، بايد نمازش را تمام بخواند ، اگر چه از راه دور تر برگردد و مجموع رفت و برگشت هشت فرسخ بشود . ( 3 ) مسألهء 4 - مبدأ محاسبهء مسافت ، ديوار شهر است و در جايى كه ديوار و حصار ندارد ، آخرين خانه ، ابتداى مسافت به شمار مىرود و اين معيار در غير شهرهايى است كه بطور خارق العاده بزرگ هستند و امّا مبدأ محاسبه مسافت در اين گونه شهرها ، چنان كه محلّه‌هاى آن مانند روستاهاى نزديك به يكديگر ، از هم جدا باشند ، آخر محلّه است ، و گرنه مورد اشكال است ، مثل آن كه محلّه‌ها بهم پيوسته باشند پس در جايى كه اگر از آخر شهر حساب كند به حدّ مسافت نمىرسد و اگر از خانه‌اش حساب كند به آن حدّ مىرسد ، احتياط آن است كه هم شكسته بخواند و هم تمام ، اگر چه قول به اينكه در چنين مواردى ، مبدأ مسافت را خانه قرار دهد ، بعيد نيست . ( 4 ) مسألهء 5 - اگر كسى بخواهد به جايى ( مثلا شهرى ) برود و در مسافت بودن آن شك دارد يا معتقد است كه به اندازه مسافت نيست ، سپس در اثناى رفتن معلوم شود كه مسافت است ، بايد نماز را شكسته بخواند ، اگر چه باقيماندهء راه به مقدار مسافت نباشد . ( 5 ) مسألهء 6 - مسافت با علم خود مسافر و بيّنه ( مثل شهادت دو شاهد عادل ) ثابت مىشود و اگر يك شاهد عادل شهادت بدهد ، احتياط آن است كه هم قصر بخواند و هم تمام و اگر شك كند كه به اندازهء مسافت رسيده يا نه يا گمان رسيدن به آن را داشته باشد ، بايد نماز را تمام بخواند و آزمايش كردن كه موجب حرج است ، واجب نيست ، ولى فحص نمودن با سؤال كردن و مانند آن بنابر احتياط ، واجب است و اگر شخصى عامى در مقدار مسافت از نظر شرعى [ 2 ] شك نمايد و توانايى بر تقليد نداشته باشد ، واجب است احتياطا هم تمام بخواند و هم قصر . ( 6 ) مسألهء 7 - اگر معتقد شود به مقدار مسافت ، راه رفته است و نماز را شكسته بخواند ، سپس معلوم شود كه مسافت نبوده است ، واجب است اعاده نمايد و اگر معتقد شود كه مسافت نشده و نماز را تمام بخواند ، سپس معلوم شود كه مسافت بوده است بنابر اقوا واجب است كه در وقت اعاده نمايد و در خارج وقت بنابر احتياط قضا كند . ( 7 ) مسألهء 8 - در مسافت دايره‌اى حركت از نقطه‌اى تا به نقطهء مقابل آن ( نصف دايره ) ، رفتن مسافت حساب [ مىشود ]

--> [ 1 ] ديوارهاى شهر را كه نبيند و صداى اذان شهر را نشود . [ 2 ] مثل اينكه نداند مسافت شرعى هشت فرسخ است يا هفت فرسخ